الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
288
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
امور دنيوى چنين كند و اين شرط كردن مشارطه است . اين تجارت سودش بهشت و رسيدن به « سدرة المنتهى » و بودن با انبياء و شهدا است ، پس دقت در محاسبه و دقت در كار اين شريك نفسانى ، بايد بيشتر از دقت در ريح و سود دنيوى باشد ، زيرا سودها قابل مقايسه نيست ، ريح اخروى خيرى است كه دوام دارد ، و ريح دنيوى دوام ندارد ، و گفتهاند : « لا خيرَ فى خير لا يَدُوم بل شرٌّ لا يَدُوم خيرٌ مِنْ خير لا يَدُوم » : « خير و بركت در امر خيرى كه دوام ندارد نيست ، بلكه شرّى كه دوام ندارد ، بهتر از خير است كه دوام ندارد » زيرا شرّى كه دوام ندارد وقتى قطع شد ، شادى به همراه دارد ، چون شرّ پشت سر گذاشته شد ، ولى خيرى كه دوام ندارد ، تأسف را به خاطر انقطاعش به همراه دارد ! پس هر صاحب نفسى نبايد غافل باشد ، كه هر نَفَسى از عمر ، گوهر گرانبهائى است كه عوض ندارد ، و ممكن است گنجى از گنجهاى بهشتى با آن به دست آيد كه نعمتش ابدى است . بنابراين هر شخصى بايد وقتى از نماز صبح فارغ شد ، ساعتى با نفسش خلوت كند ، براى « مشارطه » آن چنان كه تاجر با شريكش مىكند و به نفس بگويد به جز كالاى عمر ندارم ، و اگر آن از بين رود ، سرمايهام از بين رفته ، و از تجارت مأيوس مىشوم ، و رنجى و سودى به دست نمىآورم ، امروز را خدا به من مهلت داده ، و اگر مىمردم از خدا مىخواستم مرا به دنيا به اندازه يك روز برگرداند ، تا عمل صالح انجام دهم ، پس فرض كن مردهاى و امروز برگشتهاى ، و به تو مهلت داده شده ، پس بپرهيز از اينكه اين روز پرقيمت را ضايع كنى . در احوال يكى از زهاد است كه گويند قبرى كنده بود و صبحها در آن مىخوابيد و آيه رَبِّ ارجِعونى - لَعَلّى اعْمَلُ صالِحاً فيما تركتُ » « 1 » : « را مىخواند ( يعنى سخن كسانى را كه در قيامت از خدا مىخواهند به دنيا برگردند ، و عمل صالح انجام دهند را مىگفت ) و بلند مىشد ، و به خود مىگفت : تو امروز به دنيا برگردانده
--> ( 1 ) . سوره مؤمنون ، آيه 99 و 100 . .